برگردان به زبان ساده
ز مجلس دوست رفت و دشمن آمد
دلا منشین که وقت رفتن آمد
هوش مصنوعی: دوست از مجلس رفت و دشمن وارد شد، ای دل، نمانی که وقت ترک اینجا فرا رسیده است.
ز جا دشوار خیزم، بس که بی او
ز مژگان خون دل در دامن آمد
هوش مصنوعی: از جایم به سختی بلند میشوم، زیرا بی او چنان ناراحتم که اشکهای دل از چشمانم بر روی دامنم میریزند.
ز غمناکی، به گوشم صوت مطرب
ملالانگیزتر از شیون آمد
هوش مصنوعی: از شدت غم، صدای ساز و آواز نزدیکی به گوشم رسید که از هر نوع زاری و نالهای دلخراشتر بود.
زد آتش آه دل در پنبه داغ
مرا برق بلا در خرمن آمد
هوش مصنوعی: آتش دل من به شدت شعلهور است و در این حریق، درد و رنجهای زندگیام بهخوبی احساس میشود. ناگهان مشکلی بزرگ و غیرمنتظره بر دلم فشار میآورد و همه چیز را به هم میریزد.
به گردن بینمت خون جهانی
ترا دستی مگر در گردن آمد؟
هوش مصنوعی: خونی که بر گردن توست، نشانهای از درد و رنج جهانی است که به دوش تو افتاده. آیا تو توانستهای آن بار سنگین را تحمل کنی؟
مرا آن غمزه تیری بر جگر زد
کزان صد چاک در پیراهن آمد
هوش مصنوعی: چشمان فریبندهات مانند تیری بر دلم فرود آمد و از این درد، پیراهنم از صد شکاف پر شد.
نیامد، گر کسی رفت از پی دوست
وگر آمد، به کام دشمن آمد
هوش مصنوعی: اگر کسی برای رسیدن به دوستش برود، ممکن است به مقصد نرسد و اگر هم کسی بیاید، احتمالاً به نفع دشمن خواهد بود.
ز من نشنیده میلی وز پیاش رفت
به آخر بر سر حرف من آمد
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که فردی از من درخواست یا تمایلی ندارد و تلاشهای او برای رسیدن به دیگران به نتیجه نرسیده است، اما در نهایت به من گوش داده و نزد من آمده است.