برگردان به زبان ساده
گل خون بر سر خار مژهام تیز آمد
باز در دل غم آن غمزه خونریز آمد
هوش مصنوعی: گلآلودگی و رنجی که در دل دارم، مانند خاری است که با دقت و تندروی به من آسیب میزند و در این میان، زیباییهای عشق و غمهایش به شدت بر دل من اثر گذاشته است.
دشمنان باز به نامم چه گنه ساختهاند
که پیام تو به سویم گلهآمیز آمد
هوش مصنوعی: دشمنان به بهانهای به من نسبتهایی زدهاند که پیام تو با ناراحتی و نارضایتی به من رسید.
باز هر لحظه به یاد تو دهد عربدهای
آه کاین می چه بلا عربدهانگیز آمد
هوش مصنوعی: هر لحظه به یاد تو با شوق و تنش خاصی فریاد میزنم که این شراب چه تاثیری شگرف و تحریکآمیزی دارد.
بود چون بوالهوسان را سر زلف تو به دست
دل ما در خم فتراک دلاویز آمد
هوش مصنوعی: زمانی که دلباختگان و شیدایان به زلف تو مینگرند، دل ما نیز در جاذبه زیباییهای آن گرفتار و شیدا میشود.
مرعی شکر که تا آخر حسن تو نبود
که چها بر سر ما زان خط نوخیز آمد
هوش مصنوعی: علف زار شیرین و خوشمزهای وجود ندارد که تا زمانی که زیبایی تو در آن نباشد، اتفاقات ناخوشایند بر سر ما نیاید.
برس ای مرگ و ز محرومی وصلم برهان
که به جان میلی بیمار ز پرهیز آمد
هوش مصنوعی: ای مرگ، بیار و مرا از دوری و محل خود رها کن، چرا که این دل بیمار دیگر از پرهیز و دوری خسته شده است و به وصال تو آرزو دارد.