برگردان به زبان ساده
داد ازان دم که با دل ناشاد
من کنم داد و او کند بیداد
هوش مصنوعی: از لحظهای که با دل ناراحت من رفتار ناعادلانهای میکند، فغان و نالهام بلند میشود.
مست من عهد کرد و میترسم
وقت هوشیاریاش نباشد یاد
هوش مصنوعی: مستم تصمیم گرفته و نگرانم که در زمانی که به حال طبیعی برگردد، فراموش کند.
بعد صد امتحان، ز سادهدلی
تکیه کردم به عهد بیبنیاد
هوش مصنوعی: پس از انجام صدها امتحان و آزمون، به خاطر سادگی و بیتوجهیام به یک قول بیپایه اعتماد کردم.
بیخودیهای مجلس شب را
خجلت روز من به یادش داد
هوش مصنوعی: بیخودیها و خوشیهای شبانه، روز به من یادآوری کرد که آنها چه حسی دارند.
این چه شوق است کز تصور تو
دل خلقی در اضطراب افتاد
هوش مصنوعی: این چه حالی است که تصور تو باعث شده دلهای مردم به شدت نگران و پریشان شود؟
پا نهادیم بر سر دو جهان
ما و عشق تو، هرچه بادا باد
هوش مصنوعی: ما وارد دنیای عشق و احساس شدیم و هر چه برایمان پیش بیاید، برای ما مهم نیست.
بهر زنجیر زلف او میلی
داد سر رشته خرد بر باد
هوش مصنوعی: به خاطر زنجیر موهای او، عقل و تدبیر من را به هوا برد.