برگردان به زبان ساده
کدام شاه چنین کینهخواه میآید
که بوی فتنه ز گرد سپاه میآید
هوش مصنوعی: کدام پادشاه اینقدر عداوت و دشمنی دارد که از تعداد سربازانش بوی آشوب و درگیری به مشام میرسد؟
زمانه ساخته پامال، خاکساران را
که شهسوار من از گرد راه میآید
هوش مصنوعی: دنیا به گونهای است که افراد بیچاره و بیمقدار را نادیده میگیرد، اما در عین حال، بزرگانی مانند من که با عزت و شرافت به سوی هدفهای خود میآیند، از میان این ناامیدی و مشکلات عبور میکنند.
به هر طرف که نگه میکند، خدنگ بلا
به صد هزار دل بیگناه میآید
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه کند، تیر آزمایش و بلا به هزاران دل بیگناه برخورد میکند.
کمان ناز به بازو، کمند فتنه به دست
عنان فکنده سوی صیدگاه میآید
هوش مصنوعی: دختر زیبا با دستهایش کمند فتنه را گرفته و به سوی شکارگاه میآید.
به ناامیدی آن غمزهام مکش که دلم
به پای تیغ تو از یک نگاه میآید
هوش مصنوعی: به خاطر ناامیدیات، آن نگاهی که به من میکنی را از من مگیر، چرا که دل من با یک نگاه تو به اندازهای آسیبپذیر است که مانند پای تیغ میآید.
غم تو بس که زد آتش به خرمن دلها
هزار جان بهنظر دود آه میآید
هوش مصنوعی: غم تو چنان شدید است که آتش بزرگی در دلها روشن کرده و از این آتش، دلهای زیادی به سوختن درآمدهاند. دود آه و نالهها به وضوح به چشم میخورد.
خیال روی تو خرسند کرد میلی را
چنانکه بر سر ره گاهگاه میآید
هوش مصنوعی: تصور چهره تو شادیای به دل میدهد، مانند اینکه در مسیر راه، گاهگاهی کسی را میبینیم که خوشحالمان میکند.