برگردان به زبان ساده
با آنکه ز مستی خبر از خویش ندارد
سویم نظر از بیم بداندیش ندارد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از حال خودش بیخبر است و مست است، به خاطر ترس از بد اندیشی دیگران به من نگاه نمیکند.
تا دست تو را رحم نگیرد به شفاعت
لب تشنه شمشیر تو سر پیش ندارد
هوش مصنوعی: تا زمانی که دست تو به کمک نمیآید، کسی سرش را به خاطر لب تشنه و شمشیر تو پایین نمیآورد.
نام دگری تا به زبان نگذرد او را
شادم که شکایت ز بداندیش ندارد
هوش مصنوعی: وقتی کسی به زبان نمیآورد که به من بدی کرده، من خوشحال میشوم که از او شکایتی ندارم.
گردید خجل از دل آزردهام امروز
با آنکه خبر از جگرریش ندارد
هوش مصنوعی: امروز حس ناخوشایندی دارم و از این بابت خجالت میکشم، هرچند که دیگران از رنج و دلخوری من خبر ندارند.
با اینهمه آزردگی و اینهمه خواری
میلی گلهای زان بت بدکیش ندارد
هوش مصنوعی: با وجود تمام ناراحتیها و خفتهایی که تجربه کردهام، هیچ تمایلی به شکایت از آن معشوق فاسد و بدکیش ندارم.