برگردان به زبان ساده
از مستی شب، زلف تو بیتاب نماید
از آتش می، لعل تو بیآب نماید
هوش مصنوعی: در شبهای سرخوشی، وقتی مینوشیم، زلف تو به شدت درهم میآید و از شدت احساس، لعل زیبای تو به نظر میرسد که انگار در آب غوطهور نیست.
حسن تو ز آسیب نگاه هوسآلود
چون مجلس بر هم زده اسباب نماید
هوش مصنوعی: چشمان تو با زل زدن هوسآلود، زیباییات را تحت تأثیر قرار میدهد و مانند یک مجلس شلوغ، همه چیز را به هم میزند.
هر چشم زدن، آهوی ناخفته شب تو
اظهار خمار و هوس خواب نماید
هوش مصنوعی: هر بار که نگاه میکنی، گویی آهویی که در شب خوابش نبرده، حسرت و آرزوی خواب را ابراز میکند.
مژگان تو در پیش سر افکنده ازین شرم
کر چشم تو آثار میناب نماید
هوش مصنوعی: چشمهای تو به خاطر شرم از نگاه کردن، به زمین افتاده و مژگان زیبایت، خود نمایی میکند.
کیفیت امشب گذرا بوده که امروز
از رنج خمار اینهمه بیتاب نماید
هوش مصنوعی: شب گذشته بهسرعت گذشت و حالا امروز، از درد و رنج ناشی از مستی، اینهمه بیتابی به وجود آمده است.
چون اشک من آن خانهنشین پردهدری کرد
از شرم، کنون چون در نایاب نماید
هوش مصنوعی: وقتی که اشک من از شرم پرده را کنار زد و به خانهنشینی پایان داد، اکنون چگونه میتواند در نایاب بودن خود را نمایش دهد؟
میلی شده پابسته آن زلف و به چشمش
مژگان تو چون خنجر قصاب نماید
هوش مصنوعی: موهای او به قدری جذاب و دلربا هستند که گویی به زمین چسبیدهاند، و مژگان چشمانش چنان تیز و برنده است که انگار مانند چاقوی قصاب عمل میکند.