برگردان به زبان ساده
او درین نظاره کز تن جان محزون میرود
من به این خوشدل که جان دشوار بیرون میرود
هوش مصنوعی: او در حال تماشا و نظاره است که جان غمناک از بدنش خارج میشود، اما من با دل خوشی به این فکر میکنم که جان به آسانی و بیدردسر بیرون میرود.
هر که میآید پی نظاره جان کندنم
میکند نفرت که با حال دگرگون میرود
هوش مصنوعی: هر کسی که به تماشای من میآید، جانم را تحت تأثیر قرار میدهد و ناامیدی را در من ایجاد میکند، زیرا او با حالتی متفاوت و درونی در حال رفتن است.
آن شکار تیر کاری خوردهام کز قتل من
عمرها رفت و هنوز از زخمها خون میرود
هوش مصنوعی: من آن شکار هستم که تیرهای مرگباری به من اصابت کرده و با وجود اینکه سالها از این ماجرا گذشته، هنوز زخمهایم خونریزی میکنند.
با کدام امیدواری، حیرتی دارم که دل
بر سر راهش درین ایام، افزون میرود
هوش مصنوعی: با چه امید و آرزویی، دلم در این روزها به طرز عجیبی بیشتر درگیر شده است.
با چنین جذبی که بیرون میکشم از خانهاش
گر نگردم بیخبر، از پیش من چون میرود؟
هوش مصنوعی: با این کششی که از خانهاش دارم، اگر بیخبر از او بروم، وقتی که از پیش من میرود چه خواهد شد؟
از کششهای کمند شوق بیرون ماندگان
هر زمان از بزم، بیتابانه بیرون میرود
هوش مصنوعی: افرادی که تحت تأثیر جذبههای عشق و شوق قرار نگرفتهاند، همیشه از مجالس و جشنها به طرز بیتابی خارج میشوند.
وه چه شوق است این، که میلی میکشد زان تندخو
بهر یک دیدار صد آزار و ممنون میرود
هوش مصنوعی: این شوق و اشتیاقی که در دل دارم، مانند نیرویی است که مرا به سمت او میکشاند. برای یک دیدار، با وجود همه دردها و رنجها، با کمال میل به سوی او میروم و از این سفر ممنون و سپاسگزارم.