برگردان به زبان ساده
از نخل او امید نوا داشتم، نشد
بر عهد او گمان وفا داشتم، نشد
هوش مصنوعی: از درخت نخل او انتظار داشتم که میوهای شیرین و دلپذیر به من بدهد، اما در نهایت متوجه شدم که به وعدهاش وفا نکرد.
بیم عقوبتی ز بلا داشتم، رسید
چشم اجابتی ز دعا داشتم، نشد
هوش مصنوعی: من از عذاب و دردسر ترس داشتم، دعایی کردم تا مشکل حل شود، اما نتیجهای نگرفتم.
ای اشک بیسرایت و ای آه بیاثر
امیدواریی به شما داشتم، نشد
هوش مصنوعی: ای اشکهایی که بیخانمان ماندهاید و ای آههایی که بیفایدهاید، من به شما امید داشتم اما ناامید شدم.
آن دم که چشمش از مژه خنجر کشیده بود
چشم رعایتی ز حیا داشتم، نشد
هوش مصنوعی: در آن لحظه که نگاهش مانند خنجری از مژههایش به سمت من میتابید، به خاطر حیا و احترام نتوانستم به او نگاه کنم.
گفتم اجل ز هجر خلاصم کند، نکرد
این درد را امید دوا داشتم، نشد
هوش مصنوعی: به او گفتم که مرگ من را از دوری رها خواهد کرد، اما این درد، درمانی نداشت. به بهبودی امید داشتم، اما چنین چیزی اتفاق نیفتاد.
میلی چو مرغ دام، امید فراغ بال
در قید آن دو زلف دوتا داشتم، نشد
هوش مصنوعی: در من آرزوی آزادی مانند پرندهای در قید دام وجود داشت، اما به خاطر آن دو زلف، که در واقع زنجیرهای من بودند، نتوانستم به آزادی برسم.