برگردان به زبان ساده
اول عشق است، جای بیوفاییها نبود
زود مستغنی گذشتی، جای استغنا نبود
هوش مصنوعی: عشق در ابتدا جایی برای بیوفایی ندارد. تو خیلی زود خودت را از وابستگیها رهانیدی، در حالی که برای چنین رهاییهایی جای مناسبی وجود نداشت.
ناامیدی بین که دارد خوشدلم با یک نگاه
آنکه شاد از وی به صد پرسش دل شیدا نبود
هوش مصنوعی: اگر کسی خوشحال و دلشاد باشد، با یک نگاه میتواند امید و شادابی را در دل من زنده کند، حتی اگر پرسشهای زیادی در دل داشته باشم که او را نمیفهمند.
نوگرفتاری به راه امروز گویا دیده است
ورنه دیروز این قدر مستغنی و خودرا نبود
هوش مصنوعی: یک جوان تازهکار امروز به نظر میرسد که مشکلات را دیده است، وگرنه دیروز اینقدر بینیاز و مستقل به نظر نمیرسید.
از چه بود آن اضطراب و گرمی افروختن
قتل چون من ناکسی را حاجت اینها نبود
هوش مصنوعی: چرا آن اضطراب و هیجان برای کشتن منِ بیارزش وجود داشت، که به هیچوجه نیاز به این کارها نبود؟
تاجر عشقت متاع دل به نقد غم خرید
ورنه هرگز در ضمیرم فکر این سودا نبود
هوش مصنوعی: عاشق تو، دل مرا با اندوهی که دلم را پر کرده خرید، وگرنه هرگز فکر نمیکردم که چنین معاملهای با احساسات من انجام شود.
تا نبود آموزگار یار و میلی حسن و عشق
آنچنان نامهربان و اینچنین رسوا نبود
هوش مصنوعی: تا زمانی که معلم و دوستی وجود نداشته باشد، عشق و زیبایی به طور بیرحمانهای وجود نخواهند داشت و رسوایی ایجاد نمیشود.