برگردان به زبان ساده
زلفت زبان طعنه به بخت نگون کشید
آهوی عقل را به کمند جنون کشید
هوش مصنوعی: موهای تو به گونهای حرف میزنند که سرنوشت بد را تحقیر میکند و عقل را به دام جنون میکشاند.
نزدیک شد که مهر سرایت کند درو
چون می ز بس که خون دل گرمخون کشید
هوش مصنوعی: زمانی نزدیک است که عشق به دل تو نفوذ کند، همانطور که شراب از میوهها جاری میشود، به خاطر دلی که از غم و اندوه به جوش آمده است.
می با تو غیر خورد و ز بخت زبون مرا
از بزم وصل، شحنهٔ غیرت برون کشید
هوش مصنوعی: با تو به نوشیدن مشغول بودم، اما از سر تقدیر، حس غیرت و غیرتم مرا از جمع دوستان و محفل وصال تو بیرون راند.
صد مرغ دل تپید ز پا بستگی به خاک
صیاد غمزهٔ تو چو دام فسون کشید
هوش مصنوعی: صد پرندهٔ دل، به خاطر وابستگی به خاک، از غمزی که تو به آن دچار شدهای، به تپش درآمدند؛ مانند دامی که با جادو گیر افتاده باشد.
وقت نصیحت خرد آن مست در رسید
پندش ز یک نظاره به حرف جنون کشید
هوش مصنوعی: زمانی که وقت نصیحت و راهنمایی فرا رسید، آن فرد مست و سرمست به یک نگاه پند و نکتهای را دریافت کرد که به حرفهای جنونآلودش کشیده شد.
میلی به بزم رشک، علیرغم مدعی
خونابهٔ ستم چو می لالهگون کشید
هوش مصنوعی: در جشنی که حسادتها و کینهها در آن وجود دارد، به رغم ادعاهای دیگران، شگفتی و زیبایی همچون رنگ خون در گل لاله وجود دارد.