برگردان به زبان ساده
بیرحم من از من سفر خویش نهان کرد
تا خاطر ازو خوش بود، اما نتوان کرد
هوش مصنوعی: بیرحم من به سفر خود را از من مخفی کرد تا دلم از او خوش باشد، اما نتوانستم این احساس را پنهان کنم.
از شوق عنانگیری او جان به لب آمد
هرگاه دلم اندیشه آن دست و عنان کرد
هوش مصنوعی: از شدت شوق و محبت او، جانم به لب رسیده است و هر بار که به یاد آن دستان و مادیانش میافتم، دلم به تنگ میآید.
فریاد که در عشق تو خود را و مرا غیر
از طعنه بیفایده رسوای جهان کرد
هوش مصنوعی: در عشق تو، فریاد میزنم که این رسوایی و طعنههای بیفایدهای که بر من و تو نثار میشود، تنها کلامی است و هیچ ارزشی ندارد.
عام است چنان گرمی عشق تو، که ما را
افسرده ز همصحبتی همنفسان کرد
هوش مصنوعی: عشق تو به حدی فراگیر و گرم است که ما را از همصحبتی با همنوعان مان ناراحت کرده است.
گر بیسبب آزرده شد آن شوخ ز میلی
غم نیست، همین بس که ز اغیار نهان کرد
هوش مصنوعی: اگر آن دختر خوشچهره بدون دلیل دلخور شده، غم به دل راه ندهید؛ همین کافی است که او این احساس را از دیگران پنهان کرده است.