برگردان به زبان ساده
کامی ز لب لعل تو دیدن نگذارند
یعنی سخنی از تو شنیدن نگذارند
هوش مصنوعی: نمیگذارند لذت را از لبهای تو بچشند، یعنی نمیگذارند از تو صحبت کنند.
آن طفل ز نظّاره قتلم چو کند ذوق
اغیار ز رشکم به تپیدن نگذارند
هوش مصنوعی: همانطور که آن کودک از دیدن کشته شدن من خوشحال میشود، دیگران به خاطر حسادتشان نمیگذارند که او از این خوشحالی دست بردارد.
چشمان کمندافکن صیاد وش تو
صیدی که ببینند، رمیدن نگذارند
هوش مصنوعی: چشمان جذاب و فریبنده تو مانند کمندهایی هستند که صیادان برای شکار استفاده میکنند. تو آنچنان زیبا و دلربا هستی که هرکسی که تو را ببیند، قادر به فرار و دور شدن از جذبهات نیست.
ترکان دو چشم تو پی حسرت دلها
گویند سخنها و شنیدن نگذارند
هوش مصنوعی: چشمان تو به مانند ترکانی زیبا، دلها را به حسرت وا میدارد و سخنها را میگویند، اما اجازه نمیدهند که کسی آنها را بشنود.
خواهند که معلوم شود راز نهانم
اغیار، گرش نامه دریدن نگذارند
هوش مصنوعی: آنها میخواهند که راز پنهان من روشن شود، حتی اگر نامهام را نیز پاره کنند و مانع شوند.
گر باد شود در طلب وصل تو میلی
اغیار به گرد تو رسیدن نگذارند
هوش مصنوعی: اگر بادی در جستجوی وصال تو بوزد، دیگران اجازه نمیدهند که به تو نزدیک شوند.