برگردان به زبان ساده
باز مژگان ترم نوباوه خوناب کرد
باز چشم خونفشانم خیر باد خواب کرد
هوش مصنوعی: باز به چشمهای پرشور من خواب غلیظ و سنگین چیره شد، در حالی که مژگان زیبا و لطیف او مانند خونابهای ظریف بر چهرهام جاری شده است.
دوش دل را دیده حیران نوید وصل داد
هر نگاه گرم کان خورشید عالمتاب کرد
هوش مصنوعی: شب گذشته، دل من به شدت شگفتزده شد و با هر نگاه دلانگیز، بشارتی از وصال را دریافت کردم که گویی هر نگاه حرارتی مشابه نور خورشید را به وجود آورد.
قحط شد در خشکسال هجر چون باران وصل
صبر را در بحر عشقم گوهر نایاب کرد
هوش مصنوعی: در دوران دوری و جدایی، مثل خشکسالی، عشق و وصال کمیاب شده است و صبر در دریای عشق مانند جواهری نادر و ارزشمند شده است.
بارها دادم قرار شکوه ناکردن ز یار
غیرت دیدن به اغیارش، مرا بیتاب کرد
هوش مصنوعی: بارها قرار گذاشتم که به خاطر عشق و یارم، از شکایت و گلایه خودداری کنم، اما غیرت و حسادت به اینکه او به دیگران توجه دارد، مرا ناآرام و بیتاب کرده است.
دید مژگان ترا میلیّ و شد در اضطراب
همچو صیدی کو نظر بر خنجر قصّاب کرد
هوش مصنوعی: او به چشمان تو نگاه کرد و میل و رغبت را در آن دید و در نتیجه دچار اضطراب شد، درست مانند صیدی که بر روی خنجر قصابی خیره شده باشد.