برگردان به زبان ساده
ضعیفم به جان وز ضعیفی چنانم
که از سختی جان کشیدن به جانم
هوش مصنوعی: من به شدت احساس ضعف میکنم و این ضعف به قدری در من عمیق شده که حتی تحمل سختیها و مصائب زندگی برایم دشوار شده است.
به دل خونم آری به جان در گزندم
به رخ زردم آری به تن ناتوانم
هوش مصنوعی: به دل من درد و رنج فراوانی هست، به جانم آسیب میرسد و چهرهام رنگ پریده است، و بدنم ناتوان شده است.
همه شاخ خشکست در مرغزارم
همه نجم نحس است بر آسمانم
هوش مصنوعی: در مرغزار، همه درختان خشکی دیده میشود و آسمان مملو از ستارههای شوم و بدشگون است.
اگر آنچه هست اندرین دل برآرم
ز آتش چو انگشت گردد زبانم
هوش مصنوعی: اگر آنچه در دلم دارم از آتش بیرون بیاید، زبانم مانند انگشت خواهد شد و نمیتواند خاموش بماند.
ز بیم بلا آنچه دانم نگویم
ز رنج و عنا آنچه گویم ندانم
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از بلا و مشکلات، نمیتوانم آنچه را که میدانم بیان کنم و از طرفی آنچه را که میخواهم بگویم، در واقع نمیدانم.
ز گردون جز این نیست سودم که هر شب
به یک روز از عمر خود بر زیانم
هوش مصنوعی: از آسمان جز این نیست که هر شب به یک روز از عمرم کم میشود و این برای من زیان است.
به هر معنیی کم بدان حاجت آید
سخن از ثری بر ثریا رسانم
هوش مصنوعی: به هر شکلی که باشد، کمکی از کلام من به دیگران خواهد رسید و من میتوانم سخن خود را به اوجترین درجات برسانم.
وگر بر براعت سواری نمایم
سپهر برین بر نتابد عنانم
هوش مصنوعی: اگر بر شجاعت و مهارت تو سوار شوم، آسمان نیز بر این زمین نخواهد توانست مهار من را کنترل کند.