برگردان به زبان ساده
ای جوانی تو را کجا جویم
با که گویم غم تو گر گویم
هوش مصنوعی: ای جوان، جستجوی تو را کجایم کنم و با کی درباره غم تو سخن بگویم اگر بخواهم سخن بگویم؟
یاسمین تو تا سمن گشته ست
سمن و یاسمین نمی بویم
هوش مصنوعی: یاسمن تو به اندازهای خوشبو شده است که دیگر عطر سمن را حس نمیکنم.
نزد خوبان سیاه روی شوم
تا ز پیری سپید شد مویم
هوش مصنوعی: من برای نزدیکی به خوبان، حاضر هستم که سیاهرو و بیپاز ببینم، حتی اگر نتیجهاش این باشد که موهایم به خاطر پیری سفید شود.
موی و رویم سپید گشت و سیاه
روی شد موی و موی شد رویم
هوش مصنوعی: موهایم سفید شدند و چهرهام سیاه شد، و حالا موهایم به سفیدی چهرهام تبدیل شده است.
نشود پاک رنگ هر دو همی
گرچه هر دو به خون همی شویم
هوش مصنوعی: اگرچه هر دوی ما به خون هم آغشتهایم، اما رنگمان هرگز پاک نخواهد شد.
گر مرا شهریار شهر گشای
بند کرده ست بنده اویم
هوش مصنوعی: اگر پادشاه شهر مرا به بند کشیده باشد، من بنده او هستم.
مجلس او چرا نمی سپرم
گر ز باغ هنر همی رویم
هوش مصنوعی: چرا باید به او نباشم وقتی که به باغ هنر میروم و از آن لذت میبرم؟
گاه تازه چو لاله بر چمنم
گاه یازان چو سرو بر جویم
هوش مصنوعی: گاهی مانند گل لاله در چمن، شاداب و تازهام و گاهی مانند سرو، بلند و استوار در جوی زندگی میکنم.
یاربم عفو او تو روزی کن
کز جهان عفو او همی جویم
هوش مصنوعی: ای خدا، با بخشش او مرا روزی کن، چون من از دنیا فقط عفو و بخشش او را طلب میکنم.