شمارهٔ ۵۰
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۵۰
ای دل هوس وصل بتان تا کی و تا چند
این ناله و فریاد و فغان تا کی و تا چند
بیزور و زرت کی می و معشوق دهد دست
از دور به حسرت نگران تا کی و تا چند
از هم نکنی فرق چرا عشق و هوس را
نشناختن سود و زیان تا کی و تا چند
گه جاهل و مستی و گهی پیر گنهکار
بودن خجل از پیر و جوان تا کی و تا چند
رفتن پی فرزند کسان تا کی و تا کی
مردن ز برای دگران تا کی و تا چند
با دیده نظرباز و به دل گشته هوسناک
این حسرت بیداد نهان تا کی و تا چند
در نقش رخ ساده چو خورشیدپرستان
این محو شدن از دل و جان تا کی و تا چند
فریاد ز چاه ذقن و طرّهٔ پر خم
این چاه و کمند دگران تا کی و تا چند
مجذوب دویدن ز پی ماهجبینان
ای شیفته باری به کمان تا کی و تا چند
شمارهٔ ۴۹: معشوق مگو وفا ندارد
شمارهٔ ۵۱: مستان که دل بجز می و ساغر نبستهاند
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.