شمارهٔ ۲۵۰
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۵۰
بر دیر مغان گذر نداری
از مستی ما خبر نداری
ناصح پدرانه بود پندت
اما خبر از پسر نداری
هنگامه واعظت خوش افتاد
از صحبت ما خبر نداری
دلداری و دلبری بخستی
داری نظر و نظر نداری
زهدت هوس شراب دارد
داری جگر و جگر نداری
ساقی ز عطای خود مکش دست
دلکشتر از این هنر نداری
بختت نشود ز خواب بیدار
تا پاس دم سحر نداری
چون راه بری به ذوق مستی
یک ناله بیاثر نداری
از باغ حیات گل نچینی
تا دیده به اشک تر نداری
ای دل زینهار و الف زینهار
چشم از رخ خوب برنداری
مجذوب مشو ز ناله خاموش
نیکوتر از این هنر نداری
شمارهٔ ۲۴۹: ساقی بیار جامی زآن آب ارغوانی
شمارهٔ ۲۵۱: گل رنگ و رو ببازد گر در چمن درآیی
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
11
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.