شمارهٔ ۲۱۶
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۱۶
روز عید است روی مهوش تو
شب قدر است زلف دلکش تو
کار من آن نگاه اول ساخت
آه از آن تیر روی ترکش تو
از جمال تو روشن است که شمع
سوخت پروانه را به آتش تو
منکر سلسبیل و کوثر نیست
جرعهنوش شراب بیغش تو
شاخ طوبی کشیده قدر بهشت
به تماشای سرو سرکش تو
خیره دارد نظاره خود را
آفتاب از قبای زرکش تو
شاه را هست شوق پابوست
به سر طره مشوش تو
در ره شوق بال و پر بخشد
صید دل را خدنگ پرکش تو
باده بیخمار خون دل است
مرحبا عاشق بلاکش تو
عافیتهاست در جفا مجذوب
ای خوشا خاطر مشوش تو
شمارهٔ ۲۱۵: ماهی که کسب نور کند آفتاب از او
شمارهٔ ۲۱۷: نیم جو معتقد طاعت بیگریه مشو
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن مفاعلن فعلن
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
10
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.