شمارهٔ ۱۹۵
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۹۵
دوست یا رب چه دید باز از من
که همی تافت رخ به ناز از من
پادشاهی و کبر و ناز از تو
عجز و درویشی و نیاز از من
مهر را از نگاه ذره چه باک
مکن از دور احتراز از من
خنده روزهای عیش از تو
گریههای شب دراز از من
نظر پاک صیقل است و سهیل
روی خود را نهان مساز از من
خاطر شاد و خندهناک از تو
آه دلسوز جانگداز از من
کردهام رو به طاق ابرویی
که نخواهد به جز نماز از من
از تو باشد جهان و هر چه در اوست
خاک عجز و رخ نیاز از من
فکر غوغای رستخیز از تو
یاد آن سرو سرفراز از من
یک نفس بیشراب و شاهد نیست
آن که پنهان نکرد راز از من
از تو باشد زر جهان مجذوب
غم آن یار دلنواز از من
شمارهٔ ۱۹۴: آن شب کز آتش می گردد چراغ روشن
شمارهٔ ۱۹۶: دشمنی با ما به حرف دیگران دیگر مکن
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
11
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.