شمارهٔ ۱۸۶
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۸۶
گر دیدهام غبار و پناهی گرفتهام
بر طرف دامنی سر راهی گرفتهام
در خاطرم شکست طلسمات آرزوست
پیمانه هم از کف شاهی گرفتهام
گنج قناعتم ز عنایات لطف اوست
این ملک را به تحفه آهی گرفتهام
منعم مکن ز حلقه مستان سینهصاف
من هم در این حصار پناهی گرفتهام
پای طلب ز کوی خرابات چون کشم
آن جا نشان خانه ماهی گرفتهام
چون شمع دل گداخته صد بار جرأتم
تا رخصت نهفتهنگاهی گرفتهام
تا خانقاه دین نشود از ریا خراب
بر هر ثواب خویش گناهی گرفتهام
تا خجلت از کرم نبرم روز بازخواست
بر هر گنه ز توبه گواهی گرفتهام
مجذوب و خاکسارم و در انتظار دوست
در کوچه وفا سر راهی گرفتهام
شمارهٔ ۱۸۵: هر جا ز سر گذشت خود افسانه بستهایم
شمارهٔ ۱۸۷: خیز تا بر در میخانه گذاری بکنیم
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.