شمارهٔ ۱۷۰
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۷۰
ما تن به عیش مفت و مسلم نمیدهیم
یعنی غم تو را به دو عالم نمیدهیم
تشریف غم ز روز ازل سرنوشت ماست
او هم نمیستاند و ما هم نمیدهیم
ما دل به جام و گوشه میخانه بستهایم
این گوشه را به سلطنت جم نمیدهیم
لذت ز غم نیافته حیرت مکن طبیب
گر دل به مهربانی مرهم نمیدهیم
آشفتگی ز خاطر ما کم نمیشود
تا دل به دست طرّه پرخم نمیدهیم
ویرانسرای حادثه را آن ثبات نیست
رخصت به سیل اشک دمادم نمیدهیم
نگذشته بود از سر آوازه سخا
انصاف بر سخاوت حاتم نمیدهیم
ای دل شکفته باش که غم نیست در بهشت
این مژده را به مردم بیغم نمیدهیم
یاد تو و رفاقت مجذوب و کنج غم
این گوشه را به عیش دو عالم نمیدهیم
شمارهٔ ۱۶۹: دل دادهایم و تحفه دردی گرفتهایم
شمارهٔ ۱۷۱: تا پای همت میرود از آرزو رم میکنم
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.