شمارهٔ ۱۶۹
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۶۹
دل دادهایم و تحفه دردی گرفتهایم
خون خوردهایم و چهره زردی گرفتهایم
خورشید و ماه را که سر از آسمان گذشت
از دفتر جمال تو فردی گرفتهایم
سرگشته توییم و فلک پیش خیل ماست
در وادی جنون پی گردی گرفتهایم
ما را هوای میکده بر سر فتاده است
آن جا نشان چاره دردی گرفتهایم
چشم و چراغ ما دل صاف است چون سپهر
تا از کتاب حسن تو فردی گرفتهایم
آبی مگر بهشت زند بر هوای ما
آن جا نشان چشمه سردی گرفتهایم
دنیا زن است و عاشق دنیا نه زن نه مرد
این پند را به گوش ز مردی گرفتهایم
مجذوب مدتیست که از ما کشیده سر
یک باره ترک بادیهگردی گرفتهایم
شمارهٔ ۱۶۸: توبه کردم که دگر توبه ز صهبا نکنم
شمارهٔ ۱۷۰: ما تن به عیش مفت و مسلم نمیدهیم
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
8
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.