شمارهٔ ۱۵۵
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۵۵
صبح است و نموده جمالم
می ده که مبارک است فالم
بر گرد تو گشتهام ز نزدیک
زآن رشک برد فلک به حالم
از روی توام عیان نمودند
آیینه حسن بیمثالم
فکرم همگی خیال آن روست
زآن روی همیشه خوشخیالم
اقرار به نقص خود کمال است
از هر هنری بس این کمالم
گفتی که مگر به کوه پیچد
در گوش صدای بدسگالم
این ره چو قلم به سر کنم طی
هر چند ضعیف همچو نالم
بر حلقه طوطیان گذشتم
کردند دلیر در سوالم
خیر است سوال از کریمان
هر چند که آگهی ز حالم
مجذوب نه مستم و نه هشیار
از مهر علیست رنگ آلم
شمارهٔ ۱۵۴: کار خود را ما به لطف کارساز انداختیم
شمارهٔ ۱۵۶: چون جام باده کوی مغان است مسکنم
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
10
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.