شمارهٔ ۱۱۷
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۱۷
اگر تو طالب عیشی همیشه عاشق باش
نجات هر دو جهانت هواست صادق باش
علم به چرخ مقوِّس به راستی بفراز
خدنگ خاره شکاف دل منافق باش
به هر چه خیر تو باشد صلاح خود آن کن
اگر صلاح تو در فسق توست فاسق باش
ز کار دست کشیدن کمال بیدردیست
علاقه را مده از دست بیعلایق باش
در آن جناب که شاهان ز عجز ناچارند
تمام عجز شود بر تمام فایق باش
فضای گلشن دل جای نامناسب نیست
دلت به جمله عذرا کشیده وامق باش
در آن مقام که بزم نفاق آرایند
گریز اگر ندهد رو تو هم موافق باش
حضور قلب و دل صاف و اعتقاد درست
به قبله عرض کن و قبله خلایق باش
به رغم من که ز می توبه کردهام مجذوب
تو شوخ و رند و نظرباز و مست و عاشق باش
شمارهٔ ۱۱۶: خوشا تبریز و فیض صبح و شامش
شمارهٔ ۱۱۸: با خدا گر واگذاری کار خویش
اطلاعات
وزن:
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.