شمارهٔ ۱۰۸
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۰۸
از خم زلف کمندافکن مترس
از فریب غمزه پرفن مترس
عشق ورز و بیم از قاضی مکن
می کشش و از مفتی کودن مترس
عشق را از تیغ دشمن باک نیت
آتشت چون هست از آهن مترس
با توکل اژدها را رام ساز
از عصا در وادی ایمن مترس
میکشد از ظالمان چرخ انتقام
اژدها تا هست از بهمن مترس
راست گوی و راست باش و راست رو
از دو عالم یک سر سوزن مترس
صافدل را از فلک اندیشه نیست
دوست با ما باش و از دشمن مترس
بر صف دلها به تنهایی بتاز
برق سوزان باش و از خرمن مترس
همچو مجذوب اسم اعظم یادگیر
یا علی گوی و ز اهریمن مترس
شمارهٔ ۱۰۷: ای پسر اهل وفا را بشناس
شمارهٔ ۱۰۹: ز هر چه در نظر آید مرا جمالت بس
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.