شمارهٔ ۱۰۲
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۰۲
مستان شود به خانه زین آشیانه ساز
روی زمینِ زخلق تهی خانه خانه ساز
از پیکرم هنوز کفی استخوان به جاست
خواهی در آتش افکن و خواهی نشانه ساز
با قاصدم عتاب و اگر لطف میکنی
تا میرسد به زودی زودش روانه ساز
باری به رغم غیر که همدوش میرود
دستی به دوش من نه و مستی بهانه ساز
طول امل موافق طبع زمانه نیست
گر ساز عیش میطلبی با زمانه ساز
قانع نشین و گوشه غم را به یاد دوست
رشک هزار انجمن خسروانه ساز
خواهی که بر رخت در میخانه وا کنند
روشن چراغ دیده از این آستانه ساز
عمر تو را فنا و عدم در میان گرفت
یعنی تو کار هر دو جهان در میانه ساز
منعم مگر که توشه فردا به زر خرید
سودی ز رشک نیست تو اشکی روانه ساز
مجذوب ترک صومعه و دام و دانه کن
هر جا که خاطرت بکشد آشیانه ساز
شمارهٔ ۱۰۱: مه ندیدم به این صفا هرگز
شمارهٔ ۱۰۳: بنال ای عندلیب نالهپرداز
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
10
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.