شمارهٔ ۱۰۱
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۰۱
مه ندیدم به این صفا هرگز
مهر را نیست این ضیا هرگز
گل چنین سرخرو نمیباشد
غنچه را نیست این حیا هرگز
حسن را تا حیا نگهبان است
نشود عشق بیوفا هرگز
یا رب این خاطر شکفته من
نشود از غمت جدا هرگز
مطلب از عشق هر که را هوس است
نبرد پی به مدعا هرگز
سفر عشق کار شیردلیست
که نپرهیزد از بلا هرگز
آبرو پیش پادشاهی بر
که نگردیده بینوا هرگز
از جفا شکوه پیش آن کس کن
که نگردیده مبتلا هرگز
تا ننوشی شراب وسوسهسوز
نشوی فارغ از ریا هرگز
بیریا گر دمی توانی گشت
نشوی غافل از خدا هرگز
تا زبان و دلت یکی نشود
نبری بهره از دعا هرگز
کار ها ساخت با دعا مجذوب
بد نبیند کس از دعا هرگز
شمارهٔ ۱۰۰: باز در اشتیاق روی نیاز
شمارهٔ ۱۰۲: مستان شود به خانه زین آشیانه ساز
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن مفاعلن فعلن
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
12
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.