برگردان به زبان ساده
ای حسن ترا دیده ما گشته به دیدار
گر دیده نباشد که کند حسن تو اظهار
هوش مصنوعی: ای حسن، چشمان ما برای دیدن تو آماده شده است. اگر چشمی نباشد، چطور میتوان زیبایی تو را نمایان کرد؟
خورشید جمال همه خوبان جهان را
از دیده عشاق بود گرمی بازار
هوش مصنوعی: خورشید زیبایی همه خوبان دنیا در نظر عاشقان، باعث رونق و گرمی عشق و محبت است.
خود آینه در دو جهان حسن ترا نیست
درگاه تجلی بجز از دیده نظار
هوش مصنوعی: تو در دو جهان، خود آینهای از زیباییات نیست. تنها در چشمانی که تو را مینگرند، جلوهای از زیباییات آشکار میشود.
آن روی که دیده است که او روی تو دیده است
نی نی که بدو هست منور همه ابصار
هوش مصنوعی: چهرهای که او دیده، چهرهای است که تو دیدهای. از بس که به او توجه شده، چشمهای همه بر او روشن شده است.
هر دیده ازو هر نفسی دیده جمالی
زو تازه شده هر نفسی دیده و دیدار
هوش مصنوعی: هر چشمی که به او مینگرد، در هر نفس زیبایی او را تازه میبیند و هر بار که میبیند، لذتی جدید را احساس میکند.
بر هر نظری کرده تجلی دگرگون
تا هر نظری زو نظری یافته هر بار
هوش مصنوعی: به هر دیدگاهی جلوهای نو و متفاوت القا شده است، بهگونهای که هر بار که به آن نگاه میشود، نگاهی خاص و تازه به آن حاصل میشود.
بر آینه دیده و دلِ اهل دلان را
زو جلوه پیاپی رسد اما نه به تکرار
هوش مصنوعی: چشمان و دل اهل دل، همیشه از زیباییهای او بهرهمند میشوند، ولی این زیبایی هر بار به شکلی نو و تازه خود را نشان میدهد و تکراری نیست.
روی تو یگانه است ولی گاه تجلی
بسیار نماید چو بود آینه بسیار
هوش مصنوعی: چهره و زیبایی تو منحصر به فرد است، اما گاهی اوقات به شکلهای مختلفی نمایان میشود، درست مانند آینههایی که میتوانند تصاویر متعددی را نشان دهند.
ای گشته نهان از دل و جان در تتق غیب
واستاده عیان برسر هر کوچه و بازار
هوش مصنوعی: ای کسی که در دل و جان از دیده پنهان هستی، اما در رازهای غیب به وضوح در هر کوچه و بازار حضور داری.
خواهی که نماند بجهان مومن و کافر
اطفی بکن و پرده برانداز ز رخسار
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که نه مومن و نه کافر در جهان باقی نمانند، با ایجاد آتش و از بین بردن تمام چیزها، پرده را از چهرهها کنار بزن.
حقا که اگر پرده ز روی تو برافتد
از غیر تو نه عین توان یافت نه آثار
هوش مصنوعی: واقعاً اگر پرده از روی تو برداشته شود، نه میتوان غیر تو را مشاهده کرد و نه نشانهای از او.
گر باده از اینسان دهد آن ساقی سرمست
حقا که نماند بجهان یک دل هشیار
هوش مصنوعی: اگر آن ساقی بادهای به این زیبایی بدهد، بیتردید در این دنیا هیچیک دل هشیاری نخواهد ماند.
تا مهر تو بر مغربی اسرار بتابید
شد مغربی از پرتو او مشرق انوار
هوش مصنوعی: زمانی که عشق و محبت تو به قلبم تابید، تمامی رازها و ناشناختهها برایم روشن شد و زندگیام از نور و روشنایی پر شد.