برگردان به زبان ساده
دل از بند من بیدل رها شد
نمیدانم کِه او دید و کجا شد
هوش مصنوعی: دل من از اسارتی که داشت آزاد شد، اما نمیدانم چه کسی این تغییر را مشاهده کرد و در کجا اتفاق افتاد.
مگر کاو دانه خال بتی دید
از آن در دام زلفش مبتلا شد
هوش مصنوعی: آیا کسی که دانه خال بتی را دید، به خاطر زلفهای او در دام عشقش گرفتار شد؟
هوای دلستانی داشت در سر
نمی دانم بعزم آن هوا شد
هوش مصنوعی: در دل، آرزوی جایی زیبا و دلانگیز وجود داشت، اما نمیدانم چرا تصمیم به رفتن به آن جا گرفتم.
مگر بودش نهانی دلربایی
نهان از ما بر آن دلربا شد
هوش مصنوعی: آیا زیبایی پنهانی وجود نداشت که دل را به سوی خود کشیده باشد؟ آن دلربا به همان زیبایی پنهان جذب شد.
صفایی داشت با خوبان مهوش
ازین جای مکدر زان صفا شد
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی و خوش اخلاقی افرادی اشاره دارد که با زیباییهای خاص خود، فضایی دلنشین و شاداب را ایجاد کردهاند. در مقابل، مکانی که بیصفا و ناخوشایند است، به دلیل دوری از این خوبیها و زیباییها به چنین حالتی درآمده است.
صدای ارجعی آمد به گوشش
پی آن نغمه و بانگ و صدا شد
هوش مصنوعی: صدای دلنشینی به گوش او رسید که او را به یاد آن نغمه و آواز انداخت.
صلای خوان وصل یار بشنید
ببوی خوان وصلش زان صلا شد
هوش مصنوعی: صدای دعوت به وصال معشوق را شنید و بوی ملاقاتش او را به یاد آن دعوت انداخت.
ز جان و از جهان بیگانه گردید
که تا باجان و جانان آشنا شد
هوش مصنوعی: او از جان و دنیای خود بیخبر و دور شده است، زیرا که در عین حال با روح و محبوب واقعیاش آشنا شده است.
دمی خالی نمیباشد ز دلدار
از آن کز بهر آن خلوت سرا شد
هوش مصنوعی: لحظهای بدون حضور محبوب نیست، چرا که به خاطر او این مکان خالی است.
ز حال مغربی دیگر نپرسید
از آن ساعت که از پیشش جدا شد
هوش مصنوعی: از آن موقع که از او جدا شدم، دیگر احوال کسی را که در مغرب بود نپرسیدم.