برگردان به زبان ساده
نهان بصورت اغیار یار پیدا شد
عیان بنقش و نگار آن نگار پیدا شد
هوش مصنوعی: یار در قالب و چهره دیگران پنهان بود، اما اکنون به شفافیت و زیبایی خود نمایان شده است.
میان گرد و غبار آن سوار پنهان بود
ولی چون گرد نشست، آن غبار پیدا شد
هوش مصنوعی: در دل گرد و غبار، سوارکار پنهان شده بود، اما وقتی که گرد و غبار فرو نشست، او نمایان شد.
جهان خطی است که گردغذار او بدمید
خطی خوش است که گرد غذار پیدا شد
هوش مصنوعی: جهان مانند یک خط است که گرد و غبار آن، زیبایی و جلوه خاصی به آن میبخشد.
برای بلبل غمگین بینوای حزین
هزار گلبن شادی ز خار پیدا شد
هوش مصنوعی: برای بلبل غمگین و بیچاره، هزار گل خوشبویی که موجب شادی است از میان خارها پیدا شد.
یکی که اصل عدد بود در شمار
از آن سبب عدد بیشمار بیشمار پیدا شد
هوش مصنوعی: یک نفر که خود اصل و بنیاد عدد بود، به خاطر همان اصل، عددهای بیشماری ایجاد شد.
پدید گشت ز کثرت جمال وحدت را
یکی بکسوت چندین هزار پیدا شد
هوش مصنوعی: به خاطر زیباییهای بیشمار، واحد و یگانگی ظاهر شد و در عین حال، چهرههای متنوع و گوناگون زیادی از عدم به وجود آمد.
چو نقطه در حرکت آمد از پی تدویر
محیط و مرکز و دور مدار پیدا شد
هوش مصنوعی: وقتی نقطهای به حرکت درمیآید، به دنبال شکلگیری محیط و مرکز، دایرهای مشخص شکل میگیرد.
اگر نتایج سوی کاینات لشکر او
بگو که از چه سبب این غبار پیدا شد
هوش مصنوعی: اگر آثار و نشانههای مربوط به عالم را بررسی کنیم، بگو که این گرد و غبار به چه دلیلی ظاهر شده است.
اگر تو طالب سرّ ولایتی بطلب
ز مغربی که درین روزگار پیدا شد
هوش مصنوعی: اگر به دنبال راز ولایت هستی، از مغرب (سمت غرب) بخواه، چون در این روزگار، آن را پیدا خواهی کرد.