برگردان به زبان ساده
دلی دارم که در روی غم نگنجد
چه جای غم که شادی هم نگنجد
هوش مصنوعی: قلبی دارم که هیچ غمی در آن جا نمیشود، چه رسد به این که شادی هم در آن بگنجد.
میان ما و یار همدم ما
اگر همدم نباشد دم نگنجد
هوش مصنوعی: اگر میان ما و یارمان کسی که همدم ما باشد وجود نداشته باشد، هیچ ارتباطی شکل نمیگیرد و کلامی هم در میان نخواهد بود.
حدیث بیش و کم اینجا رها کن
که اینجا وصف بیش و کم نگنجد
هوش مصنوعی: حرف زدن دربارهی زیاد و کم را اینجا کنار بگذار، زیرا اینجا جایی نیست که بتوان به توصیف مسائل کم و زیاد پرداخت.
چنان پر گشت گوش از نغمه دوست
که در وی بانگ زیر و بم نگنجد
هوش مصنوعی: گوش من از نغمههای دوست پر شده است بهگونهای که دیگر صدای زیر و بم در آن جا نمیگیرد.
جز انگشتی که عالم خاتم اوست
دگر چیزی دراین خاتم نگنجد
هوش مصنوعی: تنها انگشت مبارک کسی که برترین و آخرین پیامبر است، در این مهر و نشان جای میگیرد و هیچ چیز دیگری در آن جا نمیشود.
دلی کاو فارغست از سوز و ماتم
در او هم سور هم ماتم نگنجد
هوش مصنوعی: دل کسی که از درد و اندوه آزاد است، نمیتواند هم شادمانی و هم غم را در خود جای دهد.
رسد هر کز بحالی آدمیزاد
که آنجا عالم و آدم نگنجد
هوش مصنوعی: هر انسانی در شرایط خاصی قرار میگیرد که در آن عالم و آدم نمیتوانند وارد شوند یا درک کنند.
زبان ای مغربی درکش ز گفتار
مگو چیزی که در عالم نگنجد
هوش مصنوعی: ای زبان، تو که از دیار مغرب هستی، از سخن من بیاموز و چیزی را نگو که در هیچ جای عالم جایی نداشته باشد.