برگردان به زبان ساده
چون عکس رخ دوست در آینه عیان شد
بر عکس رخ خویش نگارم نگران شد
هوش مصنوعی: وقتی تصویر چهره محبوب در آینه نمایان شد، نقاشی من نیز از چهره خود نگران و دلنگران گشت.
شیرین لب او تا که به گفتار درآمد
عالم همه پر ولوله و شور و فغان شد
هوش مصنوعی: وقتی لب شیرین او به سخن باز شد، همه جا پر از شور و شوق و هیاهو شد.
چون عزم تماشای جهان کرد ز خلوت
آمد به تماشای جهان جمله جهان شد
هوش مصنوعی: وقتی تصمیم گرفت به تماشای جهان برود، از تنهایی خارج شد و به مشاهدهی دنیا پرداخت و در این لحظه تمام جهان را مشاهده کرد.
هر نقش که او خاست بر آن نقش برآمد
پوشید همان نقش و بدان نقش عیان شد
هوش مصنوعی: هر تصوری که او ایجاد کرد، به واقعیت تبدیل شد و همان تصویر در جلوهای روشن و آشکار نمایان گشت.
هم کثرت خود گشت درو واحد خود دید
هم عین همین آمد و هم عین همان شد
هوش مصنوعی: انسان در میانهی تفاوتها و گوناگونیهای زندگی، به یگانگی و وحدت در وجود خود پی میبرد. او متوجه میشود که در حالی که چیزهای مختلفی وجود دارند، در حقیقت همه به نوعی به یک منبع واحد متصل هستند.
جائی همه اسم آمد و جایی همگی رسم
جائی همه جسم آمد و جائی همه جان شد
هوش مصنوعی: در جایی نامها و اصطلاحات وجود دارد و در جایی دیگر، همه چیز به شکل ظاهری و جسمی خود یعنی به صورت مادی است. در جایی دیگر، همه موجودات به روح و جان خود میرسند و به بُعد عمیقتری از وجود پی میبرند.
هم پرده برانداخت ز رخ کرد تجلّی
هم پرده خود گشت و پس پرده نهان شد
هوش مصنوعی: پرده را کنار زد و زیباییاش را نمایان کرد، سپس خود پرده شد و در پس پرده پنهان گردید.
ای مغربی آن یار که بی نام و نشان بود
از پرده برون آمد و با نام و نشان شد
هوش مصنوعی: ای دلبرگزیدهام! آن محبوبی که در غربت و ناشناسی به سر میبرد، اکنون از پشت پردهها بیرون آمده و هویت و نامی پیدا کرده است.