برگردان به زبان ساده
تو ز مائی ولی ما را ندانی
ز دریایی ولی دریا ندانی
هوش مصنوعی: تو از ما هستی، اما ما را نمیشناسی؛ مانند دریا که وجود دارد، اما نمیدانی که واقعاً دریا چیست.
اگر دریا ندانی آن عجب نیست
عجب این است که صحرا را ندانی
هوش مصنوعی: اگر نتوانی دریا را بشناسی، جای تعجبی نیست؛ بلکه عجیب این است که نتوانی صحرا را بشناسی.
بجان و تن ز بالائی و زیری
ولیکن زیر و بالا را ندانی
هوش مصنوعی: جان و تن تو از بالا و پایین تشکیل شدهاند، اما تو نمیتوانی به درستی زیر و بالا را تشخیص دهی.
تو اشیائی و اشیا جملگی تو
اگرچه هیچ اشیا را ندانی
هوش مصنوعی: تو خود سرمنزل همه چیز هستی و هر چیزی در این دنیا به نوعی به تو مرتبط است، حتی اگر خودت از این ارتباط و ارتباطات آگاهی نداشته باشی.
همه اسماء بتو هستند ظاهر
ظهور جمله اسما را ندانی
هوش مصنوعی: تمام نامها و صفات به تو مرتبط هستند، اما تو نمیتوانی ظهور تمام این نامها را درک کنی.
چرا غافل ز حق امهاتی
چه فرزندی که آبا را ندانی
هوش مصنوعی: چرا از حقوق مادران خود غافل هستی؟ چگونه میتوانی فرزندی شوی در حالی که نسل خود را نمیشناسی؟
ز آدم هن بغایت وقوفی
نه تنها آنکه حوا را ندانی
هوش مصنوعی: این که بگویی از انسان بسیار میدانی، به اندازهای که حتی حوا را هم نمیشناسی، نشان میدهد که دانش تو ناقص و سطحی است.
معما جهان با تو چه گویم
چو تو سرّ معما را ندانی
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم از مشکلات و پیچیدگیهای دنیا با تو بگویم در حالی که خودت از راز این معما بیخبری؟
الا ای مغ بس عنقای مغرب
توئی با آنکه عنقا را ندانی
هوش مصنوعی: ای مغ، تو خود را از سرزمین مغرب میدانی، در حالی که دربارهی عنقا هیچ اطلاعی نداری.