برگردان به زبان ساده
دارد نشان یارم هر دلبری و یاری
بینم جمال رویش از روی هر نگاری
هوش مصنوعی: هر دلبری که میبینم، نشانهای از معشوقهام را دارد و زیباییاش از هر تصویر و نگاری زیباتر است.
جز روی او نبینم از روی هر نگاری
جز خط او نخوانم از خط هر عذاری
هوش مصنوعی: جز چهره او را نمیبینم و هیچ تصویری برایم قابل توجه نیست. همچنین جز نوشته او شایسته خواندن نیست و هیچ نویسندهای برایم اهمیت ندارد.
عکسی از آن جمال است هر حسن و هر جمالی
نقشی از آن نگار است هر نقش و هر نگاری
هوش مصنوعی: هر زیبایی و هر جذابیتی در واقع بازتابی از آن زیبایی حقیقی است؛ یعنی تمام زیباییها و آثار زیبا صرفاً تصویری از آن معشوق و زیبایی خاص هستند.
او در دیار خاتم بوده همیشه ساکن
من گشته در پی او سرگشته هر دیاری
هوش مصنوعی: او همیشه در سرزمین خاتم ساکن بوده و من به خاطر او در هر جا سرگردان شدهام.
چون یار در دل من دائم قرار دارد
پس از چه رو ندارد دل یکزمان قراری
هوش مصنوعی: دوست من همیشه در دل من حضور دارد، اما چرا دل من هیچگاه آرامش ندارد؟
چون دست برفشاند من جان براو فشانم
نبود ز بهر جانان بهتر زجان نثاری
هوش مصنوعی: زمانی که او دستش را برفشاند، من جانم را برای او فدای او میکنم. هیچ چیز برای محبوبم، بهتر از جان دادن نیست.
گر میروی رها کن دلرا بیادگارت
خوش باش ار بماند از دوست یادگاری
هوش مصنوعی: اگر میروی، دل خود را رها کن و به یاد تو شاد باش. اگر هم یادگاری از دوستی باقی بماند، برایش ارزش قائل باش.
بر جویبار گیتی بخرام تا بروید
از سرو قامت تو هر سرو جویباری
هوش مصنوعی: بر مزارع زندگی حرکت کن تا قد و قامت تو مانند هر درخت سرو در جویبارها به شکوفایی برسد.
روز شمار دانم اندر حساب نایم
از سرو قامت تو هر سرو جویباری
هوش مصنوعی: من به خوبی میدانم که هر روز را چگونه بشمارم، اما نمیتوانم زیبایی و قامت تو را با حتی زیباترین جویبارها به حساب بیاورم.
جایی که هردو عالم از هیچ کمترانند
من خود چه چیز باشم یا همچو من بزاری
هوش مصنوعی: در جایی که هر دو عالم از هیچ نیز کمترند، من چه ارزشی دارم یا چه جایگاهی میتوانم داشته باشم؟
روی ترا بیارم از هیچ کمترانند
از رهگذار عالم بر دیده ام غباری
هوش مصنوعی: چهرهی تو را از همه چیز کمتر میبینم؛ زیرا در مسیر زندگی، غباری در چشمانم نشسته است.
با گلشن جمالت خاریست هر دو عالم
تا کی رسی به گلشن تا نگذری ز خاری
هوش مصنوعی: تا زمانی که بر این دنیا زندگی میکنی، زیبایی و محبت تو در میان زشتیها و مشکلات وجود دارد. برای رسیدن به زیبایی و خوشبختی، باید از سختیها و دردها عبور کنی.
تا گشته نیست هستیت بر کنج ره بمانی
زان رو که تا تو هستی بر کنج اوست ماری
هوش مصنوعی: وقتی که وجود تو در گوشهای وجود ندارد، در آنجا نمیمانی، زیرا وجود تو در وجود اوست.
مگذار مغربی را تا در میان درآید
تا او درین میانست از تست برکناری
هوش مصنوعی: اجازه نده که کسی به تو نزدیک شود و در میان تو و خودت قرار بگیرد؛ زیرا او هرچقدر نزدیک باشد، تو را از خودت دور میکند.