برگردان به زبان ساده
ای دیده بگو از چه سبب مست و خرابی
ول دل تو چنین مست و خراب از چه شرابی
هوش مصنوعی: ای چشم، بگو چرا در حال مستی و خرابی هستی و دل تو هم به چه دلیلی اینگونه سرمست و خراب است؟ از چه جرعهای این حال را پیدا کردهاید؟
ای سینه بی کینه تو مجروح چرایی
سوزان جگر از چه چنین گشته کبابی
هوش مصنوعی: چرا دل تو که هیچ گونه کینهای ندارد، اینقدر از درد سوزان است؟ چرا اینطور به حالت کباب درآمدهای؟
ای ماه شب افروز چرا زار و نزاری
وی مهر درخشنده چرا در تب و تابی
هوش مصنوعی: ای ماه روشن شب چرا حزین و نگران به نظر میرسی؟ ای مهر درخشان چرا در حال بیتابی و آشفتگی هستی؟
ای چرخ چرا یک نفس آرام نگیری
در چرخ چرائی و چرا بیخور و خوابی
هوش مصنوعی: ای چرخ (زمان یا سرنوشت)، چرا هیچ لحظهای آرام نمیجویی و چرا در حرکت و گرداندن زندگی، نه خواب داری و نه استراحت؟
آن آب کدام است که از وی تو بخاری
وان بحر چه بحر است که از وی تو حبابی
هوش مصنوعی: این آب کدام است که تو از آن بخاری؟ و این دریا چه دریا است که تو از آن حبابی هستی؟
ای یار چه در پرده نهان میشوی خود
چون غیر توئی عین توئی و تو حجابی
هوش مصنوعی: ای دوست، چرا خود را پنهان میکنی؟ تو که هیچ کس جز خودت نیستی؛ تو وجود خودت را به پردهای تبدیل کردهای.
با مغربی ار زانکه عیانی کنی ای دوست
در آینه با عکس رخ خود متابی
هوش مصنوعی: اگر تو در آینه با عکس خودت دیدار کنی، باید به یاد داشته باشی که هیچ چیز زیباتر از چهره واقعیات وجود ندارد. به کسانی که در کنار تو هستند، نشان بده که چگونه میتوان به خود حقیقتی نزدیک شد.
چون ناظر رخسار تو جز دیده تو نیست
سرو ز چه روی تو فرو هشته نقابی
هوش مصنوعی: چون کسی جز چشمان تو نیست که به چهرهات نگاه کند، بنابراین چرا سرو (رنگ و زیبایی) از چهرهات پردهپوشی میکند؟