برگردان به زبان ساده
آغاز مشتریست ببازار آمده
خود را ز دست خویش خریدار آمده
هوش مصنوعی: در آغاز فصل خرید و فروش، شخصی به بازار آمده و خود را به عنوان یک خریدار به نمایش گذاشته است. او برای خرید، تمام توان و منابع خود را به کار گرفته است.
آن گل رخت سوی گلستان روان شده
وان بلبل است جانب گلزار آمده
هوش مصنوعی: آن دختر زیبا به سمت باغ گلها میرود و آن پرنده خوشآواس هم به سوی باغ گلها پرواز کرده است.
از قد و قامت همه خوبان دلربا
آن سرو قامت است برفتار آمده
هوش مصنوعی: در میان همه زیبا رویان، آن که قامتش به زیبایی میدرخشد و توجهها را جلب میکند، همانند سرو بلند و خوش قامت است که در میان دیگران، نمایانتر و دلرباتر است.
پنهان از این جهان ز سرا پرده نهان
یاری است در لباس چو اغیار آمده
هوش مصنوعی: در این جهان، یاری در پردهای پنهان وجود دارد که مانند دیگران، غیرمعمول و غیرمنتظره به نظر میآید.
محبوب گشته است محب جمال خود
مطلوب خویش راست طلبکار آمده
هوش مصنوعی: محبوب به خاطر زیباییاش محبوب شده و حالا خودِ محبوب، درخواست کننده و طلبکار آن زیبایی است.
از روی اوست این همه مومن اعیان شده
وز موی اوست این همه کفار آمده
هوش مصنوعی: تمام مؤمنان از جلوههای او به وجود آمدهاند و این همه کافران نیز بر اثر تأثیرات او به وجود آمدهاند.
آن یک ز روی اوست به تسبیح مشتغل
وین یک ز موی اوست به زنّار آمده
هوش مصنوعی: یکی از آنها به خاطر زیبایی و لطف چهرهاش در عبادت مشغول است و دیگری به خاطر زیبایی موی او، به زنجیر عشق و وابستگی درآمده است.
عالم ز یک حدیث پر از گفتگو شده
زان نکته است جمله به گفتار آمده
هوش مصنوعی: دنیا پر از بحث و گفتگو شده است، زیرا یک موضوع خاص توجه همه را جلب کرده و باعث شده تا افراد درباره آن صحبت کنند.
رویش به پیش زلف مقر آمده است لیک
زلفش به پیش روی با نگار آمده
هوش مصنوعی: موهای او به جلو ریخته شدهاند، اما خود او با زیبایی در جلو قرار گرفته است.
یک باده بیش نیست در اقداح کاینات
ز اقداح باده مختلف آثار آمده
هوش مصنوعی: در جهان آفرینش تنها یک شراب بیشتر وجود ندارد و انواع مختلف این شراب، آثار متفاوتی را به وجود آوردهاند.
عالم مثال علم و ظلال صفات اوست
آدم ز جمله است نمودار آمده
هوش مصنوعی: جهان مانند آینهای است که علم و ویژگیهای خداوند را به تصویر میکشد و انسان نمونهای از این تجسم است.
آن تر تنگ چشم که امساب شد پدید
از تازه تازه نیست به دیدار آمده
هوش مصنوعی: آن چشمان تر و تنگ که امشب خودشان را نشان دادند، از تازگی و نو بودن نیست که به دیدار آمدهاند.
آن شاه تیز بست که در روم قیصر است
و آن ماه رومی است عرب کار آمده
هوش مصنوعی: شاهی تیزفهم و باهوش وجود دارد که در روم قدرتی به نام قیصر دارد. همچنین، زنی زیبا و دلربا که او را به ماه رومی تشبیه کردهاند، در حال حاضر به منظور ازدواج یا ارتباطی خاص به عرب آمده است.
یکذات بیش نیست که هست از صفات خویش
گه در ظهور و گاه در اظهار آمده
هوش مصنوعی: تنها یک ذات وجود دارد که با ویژگیهایش شناخته میشود؛ گاهی این ذات در شکلگیری و گاهی در بیان خود ظاهر میشود.
از ذات اوست این همه اسما اعیان شده
و از نور اوست این همه انوار آمده
هوش مصنوعی: تمام موجودات و صفات مخلوقات از وجود او نشأت گرفتهاند و تمامی نورهایی که به وجود آمدهاند، ناشی از نور او هستند.
هم اسم و رسم و نعمت و صفت آمده پدید
هم عین و غیر اندک و بسیار آمده
هوش مصنوعی: به دنیا هر آنچه که هست، با نام و مقام و نعمت و ویژگیهای مختلف نمایان میشود. همچنین، در این دنیا، هر چیزی ممکن است مشابه یا متفاوت باشد، چه کم و چه زیاد.
این نقشه ها هست سراسر نمایش است
اندر نظر چو صورت پندار آمده
هوش مصنوعی: این نقشهها تنها نمایشی هستند و در نظر مثل یک تصویر خیالی به نظر میرسند.
این کثرتی است لیک ز وحدت شده عیان
این وحدتی است لیک به تکرار آمده
هوش مصنوعی: این تنوع و گوناگونی وجود دارد، اما از یک اصل واحد نشأت گرفته است. این اصل واحد وجود دارد، اما به صورت مکرر و تکراری خود را نشان میدهد.
تکرار نیست چونکه کتابی است مختلف
وین موج ها ز قلزم ز خار آمده
هوش مصنوعی: تکرار وجود ندارد چون زندگی مانند کتابی پر از داستانهای متفاوت است و این امواج، از عمق دریا و از میان خارها به وجود آمدهاند.
از موج اوشده است عراقی و مغربی
وز جوش او سنائی و عطار آمده
هوش مصنوعی: از تأثیر و شور اشعار او، شاعران و ادیبان بزرگی از عراق و مغرب زمین و همچنین سنایی و عطار به خلق آثار خود پرداختهاند.