برگردان به زبان ساده
ار رخت پنهان بنور خویشتن
روت مخفی در ظهور خویشتن
هوش مصنوعی: اگر زیبایی تو به گونهای پنهان باشد که در آن نور خود را نمایان نکنی، چهرهات هم در جلوه ظاهر خواهد ماند.
با دو عالم بی دو عالم دایماً
عشق بازی در ظهور خویشتن
هوش مصنوعی: با دو جهان، بینیاز از دو جهان، همیشه در حال عشق ورزی در نمایان کردن خود هستم.
در ظهورت هر دو عالم بر دوام
در همیخواهد ظهور خویشتن
هوش مصنوعی: در وجود تو، هر دو جهان دائم در پی تجلی و نشان دادن ذات خود هستند.
مدتی با کس نمیکرد التفات
حسن رویت از غرور خویشتن
هوش مصنوعی: مدتی به هیچکس توجه نمیکرد، زیرا زیبایی چهرهات او را مغرور کرده بود.
باز چندی در تماشاگه ذات
جنّت خود بود و حور خویشتن
هوش مصنوعی: مدتی را در دیدن زیباییهای جنت و حورهای خود صرف کرد.
از تماشای بحر ذات خود
بود حور و قصور خویشتن
هوش مصنوعی: این بیت به این موضوع اشاره دارد که زیبایی و جذابیت موجودات، نشأتگرفته از خودشان و ذات حقیقیشان است. به عبارت دیگر، جاذبه و شکوه هر چیزی از وجود درونی آن ناشی میشود و تماشاچی از دیدن زیباییهای آن سرمست و محو میشود.
خود بخود دارد خود بدتاز خود
بشنود هر دم زبور خویشتن
هوش مصنوعی: او به طور طبیعی و بدون هیچ تلاشی، به خودآگاهی و درک از وجود خود میرسد و هر لحظه صدای درون خودش را میشنود.
تا کند بر خود تجلی هم ز خود
موسی خود بود و طور خویشتن
هوش مصنوعی: موسی خود را در آتش تجلی میبیند و کوه طور، سمبل عظمت و هوش اوست. این به نوعی نشاندهنده آن است که بندگی و کمال فردی، از عمیقترین داخلیات انسان سرچشمه میگیرد.
چون شعوری یافت بر غایات ذات
گشت عاشق بر شعور خویشتن
هوش مصنوعی: زمانی که فرد به درک عمیق و خردمندی نسبت به ماهیت وجودش دست مییابد، عاشق حقیقت و ذات خویش میشود.
دید در خود بحر های بیکران
حیرت آورد از بحور خویشتن
هوش مصنوعی: در خود نگریستن و تأمل کردن، انسان را به عمق حیرتها و شناسههای ناشناخته راهنمایی میکند و این احساس دروننگری، او را به دنیایی وسیع و بیپایان از درک و معرفت میبرد.
جمله کارستان خود در خود بدید
در عجب مان از امور خویشتن
هوش مصنوعی: همه کارهای شگفتانگیز خود را در درون خود مشاهده کرد و از کارهای خود تعجب کرد.
زان سبب در وی سرورس شد پدید
منبسط گشت از سرور خویشتن
هوش مصنوعی: به همین خاطر شادی در او نمودار شد و از خوشحالی خود به طرزی گسترده و نمایان گردید.
عزم سحرا کرد ناگاه از سرور
آن سلیمان با طیور خویشتن
هوش مصنوعی: به طور ناگهانی، از شوق و شادی سلیمان، تصمیم به سفر به دشت و بیابان گرفت و با پرندگان خود به راه افتاد.
بر سر ره بیخبر افتاده دید
مغربی را در عبور خویشتن
هوش مصنوعی: در مسیر، شخصی را دید که بیخبر از دور، در حال گذر است.
آن بت عیار من بی ما و من
عشق بازد دائماً با خویشتن
هوش مصنوعی: آن معشوق زیبا و فریبای من همیشه در عشق ورزیدن به خود مشغول است، نه به من و نه به هیچکس دیگر.