برگردان به زبان ساده
ای نهان در ذات پاکت ذات کَون
وی عیان نور تو در مرآت کَون
هوش مصنوعی: تو که در ذات پاکت پنهان هستی و وجودی، ظهور نورت در آینه وجود میتابد.
مدتی بیمدت دور زمان
بود دایم با تو خوش اوقات کَون
هوش مصنوعی: مدتی طولانی، زمان بدون تو برایم سخت و نگرانکننده بود، اما اکنون همیشه با تو خوش میگذرانم.
میگذشتی روز و شب بی روز و شب
بر مراد خویشتن ساعات کَون
هوش مصنوعی: روز و شب را بیهیچ استراحتی سپری میکردی و هر لحظه به دنبال خواستهها و آرزوهای خود میرفتی.
محو بودی هم بوصف و هم بذات
در همه حالات تو حالات کَون
هوش مصنوعی: در تمام حالات وجودت، هم از نظر وصف و هم از نظر ذات، به شدت در حال زوال و محو بودی.
علم ذاتت اندر آن محو وجود
گاه کردی محو گه اثبات کَون
هوش مصنوعی: علم تو به گونهای است که در آن وجودت از بین رفته و در لحظاتی، خود را محو و ناپدید کردهای. در لحظات دیگر، با تأکید بر وجود و هستیات، به اثبات خودت پرداختهای.
عین علمت دید اعیان همه
چون نگاهی کرد در غایات کَون
هوش مصنوعی: چشم تو به گونهای میبیند که همه چیز را به وضوح میشناسد، زمانی که به عمیقترین جوانب وجود نگاه میکنی.
بود ذات کَون محتاج وجود
پس برآورد از کرم حاجات کَون
هوش مصنوعی: وجود جهان به ذات خود به وجودی نیاز دارد، پس از سر لطف و مهربانی، نیازهای این جهان را برآورده میسازد.
ای گرفته حسنت از بهر ظهور
شکل و وضع و صورت و هیات کَون
هوش مصنوعی: ای محبوب، زیبایی تو به خاطر ظهور و شکل و ساختار و تظاهر هستی است.
وی ز جیب موسی سر برزده
رب ارنی گفته در میقات کَون
هوش مصنوعی: او از جیب موسی بیرون آمده و در مکان مقدس گفته است: "پروردگارا، خود را به من نشان بده."
برده سلطان ظهورت ناگهان
سوی صحرا لشکر و آیات کَون
هوش مصنوعی: سلطان ناگهان ظاهر شد و سپاه و نشانههای وجود را به سمت صحرا فرستاد.
از ظهور آفتاب روی تو
گشته ظاهر جمله ذرّات کَون
هوش مصنوعی: طلوع آفتاب چهره تو باعث شده است که همه ذرات هستی نمایان شوند.
از فروغ نور مصباح رخت
کوکب درّی شده مشکوت کَون
هوش مصنوعی: به خاطر درخشش نور چهرهات، ستارهای درخشان شده که در دل تاریکیهای جهان میدرخشد.
دیده اسرار صفات ذات تو
مغربی در مصحف آیات کَون
هوش مصنوعی: چشم من به رازهای ویژگیهای ذات تو نگاهی دارد مانند غربتی که در کتاب آفرینش وجود دارد.