برگردان به زبان ساده
زهی ساکن شده در خانه دل
گرفته سر بسر کاشانه دل
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در دلشان آرامش یافته و سراسر وجودشان به عشق و محبت پر شده است.
تو آن گنجی که از چشم دو عالم
شدی مستور در ویرانه دل
هوش مصنوعی: تو مانند گنجی هستی که در دل ویران من پنهان شدهای و از چشم دو دنیای دیگر دور ماندهای.
دلم بیتو ندارد زندگانی
که هم جانی و هم جانانه دل
هوش مصنوعی: دل من بدون تو زندگی ندارد، چون تو هم روح منی و هم محبوب من.
به زنجیر سر زلفت گرفتار
شده پای دل دیوانه دل
هوش مصنوعی: دل دیوانهام به زنجیرهای موهای تو گرفتار شده است.
چو دل پروانه شمع تو گردید
شده شمع فلک پروانه دل
هوش مصنوعی: زمانی که دل پروانه به شمع تو عشق ورزید، خود شمع آسمان و دل پروانهای شد.
همای جان که عالم سایه اوست
به دام افتاده بهر دانه دل
هوش مصنوعی: پرندهای که روح و جان عالم به او وابسته است، به دام گرفتار شده تا دلش را به دست آورد.
بسی پیمود بر دل باده ساقی
ولیکن پر نشد پیمانه دل
هوش مصنوعی: ساقی بطری باده را در دل من پر کرد، اما با وجود این، دل من هرگز پر نشد و همچنان تشنه باقی ماند.
خراباتی است بیرون از دو عالم
مگر نشنیدهای افسانه دل
هوش مصنوعی: در جایی فراتر از این دنیاها، کسی وجود دارد که گویی به افسانه دلها آشناست و در پی آن، حالتی خراباتی و بیپروا دارد. آیا نشنیدهای که چه داستانهایی درباره دلها گفته شده است؟
دلم از مغربی بگسست پیوند
که گه خویش است و گه بیگانه دل
هوش مصنوعی: دل من از ارتباط با کسی که گاهی خودی و گاهی بیگانه است، شکسته شده است.