برگردان به زبان ساده
میکند بر دل تجلی مهر رویش هر نفس
تا که گردد نور ماه دل ز مهرش مقتبس
هوش مصنوعی: هر لحظه که عشق چهرهاش بر دل میتابد، باعث میشود که نور محبت او در دل مانند نوری که از ماه میتابد، روشن شود.
آنچه عالم خوانمش خورشید او راسایه است
در حقیقت سایه و خورشید یک چیزند و بس
هوش مصنوعی: آنچه که به عنوان عالم و دانش به آن مینگریم، در واقع فقط تابش و نور خورشید است. در حقیقت، خورشید و سایه نمیتوانند از هم جدا شوند و وجودشان وابسته به یکدیگر است.
چشم عنقابین مگس را نیست زان نشناسدش
گرچه عنقا را بچشم خود عیان بیند مگس
هوش مصنوعی: مگس نمیتواند زیبایی و عظمت عنقا را درک کند، حتی اگر آن را با چشم ببیند. او به خاطر محدودیتهایش نمیتواند حقیقت و ویژگیهای بالای آن را بشناسد.
دیده بگشا بر سر خوان خلیل شه نشین
بهره از سر خلقت جو نه از نان و عدس
هوش مصنوعی: چشمهایت را باز کن و به مهمانی ابراهیم، بزرگترین مهماندار توجه کن. از نعمتهای آفرینش و زندگی بهرهمند شو، نه تنها به سر غذا و خوراکیها مثل نان و عدس.
بلبلا اندر قفس گلشن ز یادت رفته است
چند گویم قصه گلشن بمرغی در قفس
هوش مصنوعی: بلبلی در قفسی در گلستان زندگی میکند و یادش رفته که چه خوب است. حالا چقدر میتوانم داستان گلستان را برای پرندهای در قفس بگویم؟
لقمه مردان نمیشاید بطفلی باز داد
سرّ سلطان را نشاید گفت هرگز با عسس
هوش مصنوعی: لقمهی نان را نباید به کودکی داد، زیرا راز سلطان را نمیتوان هرگز با نگهبانان در میان گذاشت.
سرّ دریا را بقطره چند گویی مغربی
رو زبان بر بند از ین گونه سخنها سپس
هوش مصنوعی: در مورد عمق و بزرگی دریا، با یکی دو قطره نمیتوان سخن گفت. بهتر است که از این نوع حرفها پرهیز کنی و زبانت را در این زمینه بسته نگهداری.