برگردان به زبان ساده
بیاد لعل تو خون دلم شراب شود
چو باده چشم تو نو شد جگر کباب شود
هوش مصنوعی: وقتی به یاد زیبایی تو میافتم، دلدردم تبدیل به شوق و سرور میشود، همچنان که وقتی به چشمانت نگاه میکنم، دلم آتش میگیرد.
ز خوندل که دو چشم تو باده می نوشد
فغان و ناله ز خون چون نی و رباب شود
هوش مصنوعی: از چشمان پر از خون تو که همچون بادهای دلنشین است، ناله و فریاد ایجاد میشود، مانند صدای نی و رباب که از دل رنج و درد برخاسته است.
در آن شبی که شراب از لب حبیب خورم
ز عکس ساعد او ساغر آفتاب شود
هوش مصنوعی: در شبی که از لب معشوق شراب مینوشم، تصویر ساعد او باعث میشود که جام مانند آفتاب بدرخشد.
ز نور طلعت او سوخت هر چه موجود است
بغیر زلف که بر روی او نقاب شود
هوش مصنوعی: از درخشش چهره او هر چه موجود است سوخته و نابود شده، جز زلف او که بر چهرهاش سایه انداخته است.
چو هر چه هست همه اوست ظاهرو باطن
بیا بگو که برای چه در حجاب شود
هوش مصنوعی: هر چیزی که وجود دارد از آن اوست، چه در ظاهر و چه در باطن. پس بیا بگو چرا باید در حجاب و پنهانی باشد.
به بین بآدم خاکی که هست گرد آلود
به بین که آینه ذات او تراب شود
هوش مصنوعی: به انسانهای زمینی نگاه کن که چقدر آلوده و درهموبرهم هستند. ببین چگونه ذات و وجود واقعی آنها به گرد و غبار بدل میشود.
بعالم جبروت است جان کوهی محو
چو دید خانه تن عاقبت خراب شود
هوش مصنوعی: در دنیای قدرت، جان انسانی مانند کوهی است که وقتی به خانهای که در آن زندگی میکند، نگاه میکند، متوجه میشود که سرانجام آن خانه ویران خواهد شد.