برگردان به زبان ساده
از جیب عدم وجود سر زد
جان را غم دوست بر جگر زد
هوش مصنوعی: از هیچ و عدم، عشق دوست به وجود آمد و اندوه آن، دل را به شدت آزرد.
خورشید رخش نمود روشن
ز آن شعله که ماه در سحر زد
هوش مصنوعی: خورشید به دلایلی که ناشی از شعلهای است که ماه در سحرگاه به وجود آورده، با روشنایی خود نمایان شده است.
هر چیز که بود زد اناالحق
هستی چو ز جمله سر بدر زد
هوش مصنوعی: هر چیزی که وجود دارد، در نهایت به حقیقت هستی میرسد و از میان همه چیزها، حقیقت به وضوح خود را نشان میدهد.
جان همه شد چو قند وشکر
زان خنده که یار لب شکر زد
هوش مصنوعی: وقتی یار با لبهای شیرینش لبخند زد، جان همه مانند قند و شکر شیرین و شاداب شد.
در کتم عدم بدیم خفته
ناگه غم شاه عشق در زد
هوش مصنوعی: در پوشش عدم، ناگهان غم عشق حقیقی به من هجوم آورد.
خورشید رخش چو دید کوهی
صد بوسه ز دور بر قمر زد
هوش مصنوعی: وقتی خورشید زیبایی چهره ماه را دید، از دور به او صد بوسه فرستاد.