برگردان به زبان ساده
تا نهادم بخاک آن کو رخ
یار بنمود از همه سورخ
هوش مصنوعی: وقتی که صورت یار را به خاک گذاشتم، از همه زخمها و دردها نمایان شد.
وه که در جان هر دل افکاری
مینماید نگار دل جورخ
هوش مصنوعی: آه که در عمق وجود هر فردی، افکاری از زیبایی و دلربایی شکل میگیرد.
در شب تار همچو بدر منیر
بنمود از سواد گیسو رخ
هوش مصنوعی: در دل شب تاریک، چهرهام مانند ماه روشن از پشت تاریکیهای موهایم نمایان شد.
روترش کرد یار شیرین لب
چون نمود آن رقیب بد خورخ
هوش مصنوعی: دوست شیرینزبانم به خاطر آن رقابت بد برای لحظهای از من رویگردان شد.
عارفان دیده اند واجب را
که نماید ز ممکنات اورخ
هوش مصنوعی: عارفان دیدهاند که واجب الوجود، یعنی خدا، چگونه از موجودات ممکن ظهور میيابد.
در چمن دیدمش صباح چو گل
که گشود آن بت سمن بورخ
هوش مصنوعی: در باغ، صبحگاهی او را دیدم همچون گلی که شکفته شده و زیباییاش چون بت سمن است.
زلف و رویش بهم چو دید انسان
داشت بر روی نرگس او رخ
هوش مصنوعی: وقتی انسان زلف و چهرهاش را میدید، متوجه میشد که چهرهاش از نرگس زیباتر است.