برگردان به زبان ساده
اگر خدا بنماید جمال بی برزخ
بسوز سینه بسوزیم چنگل هر شخ
هوش مصنوعی: اگر خداوند زیباییاش را نشان بدهد، بیآنکه فاصلهای وجود داشته باشد، دلها و سینهها به شدت میسوزند و ما با شوق و عشق نواهای دل را خواهیم نواخت.
حدیث دنیی و عقبی بنزد اهل وصال
نگر که هست بسرد فسرده تر از یخ
هوش مصنوعی: به صحبتهای کسانی که به مقام وصال و نزدیکی دست یافتهاند توجه کن؛ زیرا دنیا و آخرت برای آنان بسیار سرد و بیروحتر از یخ است.
بجام باده صافی به بین جمال حبیب
ز دست ساقی گلگونعذار سیب زنخ
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر با نوشیدن بادهای صاف و زلال، به تماشای زیبایی محبوب خود میپردازد. ساقی، که دختری با زیبایی خیرهکننده و چهرهای گلگون دارد، در حال سروی سبز و دلربا است. شاعر از این لحظه لذت میبرد و به زیباییهای عاشقانه و هنری زندگی اشاره میکند.
بجای مردم چشم است یار دردیده
میان ما و صنم کرده او دو صد فرسخ
هوش مصنوعی: در میان ما، یار عاشق که دیدهاش پر از حسرت و درد است، مانند چشمی است که به جای مردم قرار گرفته و او به خاطر این محبت و فاصلهاش با معشوق، حتی از هزاران فرسخ دورتر هم حس میشود.
دلم چو مطبخ طباخ جان بپخت دراو
بغیر پختن سودای او در این مطبخ
هوش مصنوعی: دل من مانند آشپزخانهای است که جان در آن میپزد، اما به غیر از پختن عشق او، در این آشپزخانه چیز دیگری نمیپزد.
هزار شکر که سلطان عاقبت محمود
به میهمانی ما آمد اندر این کو نخ
هوش مصنوعی: هزار بار شکر که پادشاه، سرانجام به مهمانی ما آمد و در اینجا، در این کوچه.
چو مور لنگ کشیدم بخدمتش دل وجان
بخنده گفت چه حاصلشود ز پای ملخ
هوش مصنوعی: زمانی که به خدمتش رفتم و ضعف و ناامیدی خود را نشان دادم، او با خنده گفت: چیزی از پای ملخ نصیب نمیشود.
چو مؤمنان همه اخوان یکدیگر باشند
خداست مؤمن و با مؤمنان بود اواخ
هوش مصنوعی: نیز در این دنیا، مؤمنان باید همچون برادران یکدیگر باشند. خداوند در میان مؤمنان وجود دارد و در کنار آنها قرار میگیرد.
بزلف خویش ببالا کشد مرا روزی
اگر بچاه ذقن اوفتاد از سروخ
هوش مصنوعی: اگر روزی موهای زیبا و بلند او مرا بالا ببرد و مانند یک درخت بلند که به چاه میافتد، من هم از او پایین بیفتم.
همه بعجز اسیران ما عرفنا کند
اگر چه ساخته اند عارفان هزار نسخ
هوش مصنوعی: اگرچه عارفان بسیاری در طول تاریخ به تفسیر و تبیین حکمتها پرداختهاند، اما همگان در دامن عجز و ناتوانی خود گرفتارند و حقیقت را به درستی نمیشناسند.
بید قدرت خود ساخت خم جسم تو را
بسان کوزه فخار ساخت از گل شخ
هوش مصنوعی: بید توانسته است با قدرت خود، بدن تو را مانند کوزهای از گل شکل دهد و بسازد.
خدای در گل آدم بچل صبوح سرشت
هزار ناله و افغان و صد هزار آوخ
هوش مصنوعی: در وجود انسان، خالق در قالب گل و خاک، صبحی را بنا نهاد که پر از نالهها و فریادها و آوای اندوهناک است.
ز بسکه دیده انسانگریست از غم و درد
ز اشک بر رخش افتاد بیعدد رخ رخ
هوش مصنوعی: انسان به قدری از غم و درد گریسته که اشکهایش بر چهرهاش آثار زیادی به جا گذاشته است.