برگردان به زبان ساده
ساقی بجام باده گلرنگ در صباح
در صحن بوستان ز کرم گفت الصلاح
هوش مصنوعی: ساقی، در صبح زود و در فضای زیبای بوستان، جامی از شراب خوشرنگ به دست گرفته و با مهربانی از خوبیها و اصلاح احوال صحبت میکند.
تا آفتاب طلعت ساقی طلوع کرد
کردیم دیده بر رخ خورشید افتتاح
هوش مصنوعی: زمانی که آفتاب زیبای ساقی طلوع کرد، ما نگاهی به چهرهی او انداختیم و دل را به دیدار آن نور گشودیم.
با روح او که گفت الست بربکم
جانم چشید از لب ساقی روح راح
هوش مصنوعی: در این مصرع، به روحی اشاره شده که از سخن خداوندی که به انسانها گفت "آیا من پروردگار شما نیستم؟" آگاه شده و از نوشیدنی شهوانی و معنوی ساقی زندگی، لذت میبرد. این بیان به تجربه شیرینی اشاره دارد که از درک عمیق وجود و ارتباط با حقیقت شکل میگیرد.
تا طفل جام لعل لبش شیر گیر شد
من یافتم ز چنگ سگ نفس بدفلاح
هوش مصنوعی: تا زمانی که لبهای زیبا و دلربای او مرا مجذوب خود کرده بود، من از بدبختی و ناتوانی خود آگاه شدم.
در باغ وراغ آمد و کوهی چو مشت کاه
مشکات را بسوزان از شعلهها صباح
هوش مصنوعی: در باغ، نسیم خوشی وزید و کوهی همچون مشت کاه زودتر از شعلهها بسوزید و صبح را روشن کرد.