برگردان به زبان ساده
تا به گرد گل ز سنبل زلف پیدا کردهای
ماه تابان را نهان در نیمشبها کردهای
هوش مصنوعی: تا وقتی که در کنار گل، زلف سنبل را دیدهای، ماه تابان را در نیمه شبها پنهان کردهای.
غنچه را تا در تبسم همچو گل بگشادهای
بلبل روح مرا صد گونه گویا کردهای
هوش مصنوعی: غنچه را که باز کردهای و به گل تبدیل کردهای، بلبل روح من را به هزاران شکل متفاوت بیان کردهای.
ای که از فرط بزرگی مینگنجی در جهان
در دلم کان قطرهٔ خونی است چون جا کردهای
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر بزرگیت در جهان نمیگنجی، در دلم فقط یک قطرهٔ خون وجود دارد که تو در آن جا گرفتهای.
بر زمین انداختی در ره لعابی از دهان
خطه اموات را در یک دم احیا کردهای
هوش مصنوعی: با یک حرکت ساده، لبخندی که از دهان کسانی که در گذشته بودهاند بر زمین افتاد، باعث شده است تا زندگی دوباره به آنها بازگردد.
خیر و شر بنوشتهای در لوح جانها از ازل
آنچه خود کردی چرا در گردن ما کردهای
هوش مصنوعی: در هر انسان سرنوشت و تقدیرش نوشته شده است. از زمانی که به دنیا آمدهاند، هر کس خود مسئول اعمالش است. بنابراین، نمیتوان خبر از اعمال دیگران را به گردن دیگران انداخت.
دانهٔ خال سیه در دام زلفت بستهای
آدم و ابلیس را ز اینگونه احیا کردهای
هوش مصنوعی: تو با زلف سیاهت دانهای از زیبایی را در دل آدم و ابلیس قرار دادهای و به این وسیله آنها را زنده کردهای.
خالقا جز تو ندارد هیچ موجودی دگر
نفی و اثبات خود اندر لا و الا کردهای
هوش مصنوعی: ای خالق، هیچ موجود دیگری جز تو وجود و حقیقت خود را در عدم و وجود ثابت نکرده است.
نزد ارباب نظر علم الیقین باشد همه
کوهیا اسرار توحیدی که انشا کردهای
هوش مصنوعی: دانش و نگرش واقعی نزد عالمان وابسته به خدای توحیدی است و تمام رازهایی که درباره این موضوع نوشتهای، مانند کوهی بزرگ است.