برگردان به زبان ساده
من درد کش باده صهبای الستم
تا شام ابد نیز نه مخمور و نه مستم
هوش مصنوعی: من برای نوشیدن بادهای از عشق و حقیقت دردم را تحمل کردهام، تا جایی که حتی تا ابد هم که بگذرد، نه مست و نه غافل میشوم.
تا ساقی وحدت می عشقم بقدح ریخت
از کشمکش دنیی و از خویش پرستم
هوش مصنوعی: ساقی معشوق، برایم جامی پر از عشق ریخت و به این ترتیب، از درگیریهای دنیا و خودخواهیهایم رها شدم.
شیدائی عشقم من و رسوائی جانان
با حور و بهشت و ورع و زهد به بستم
هوش مصنوعی: عشق من باعث سرگشتگیام شده و محبوبم هم در میان دیگران رسواست. به خاطر عشق، از مادیات و نعمتهای دنیوی مثل حور و بهشت و پرهیزکاری چشم پوشیدم.
درمدرسه و صومعه بس عمر بشد صرف
جائی نرسیدم من و آن بوده که هستم
هوش مصنوعی: در مدرسه و صومعه زمان زیادی را گذراندم، اما به هیچ جا نرسیدم و همچنان همان فردی هستم که بودم.
گر ناری و گر نوری و گر رند خرابات
از قسمت او راضیم این است که هستم
هوش مصنوعی: چه آتش باشی و چه روشنی، چه رند و خوشگذران در میخانه، من از سرنوشت خود راضیام، همین که هستم برایم کافیست.
بر خاک ره درد کشان سر بنهادم
دادند حریفان ازل باده بدستم
هوش مصنوعی: بر زمین نشستم و سرم را بر روی خاک گذاشتم، در حالی که دوستان قدیمی از قدیم، شرابی به دستم دادند.
دیدم چو مسلمانی عالم همه کوهی
در کنج خرابات به آهنگ نشستم
هوش مصنوعی: من دیدم که یک مسلمان عالم در گوشهای از خرابه، همچون کوهی ایستاده و من به آهنگ او نشستم.