برگردان به زبان ساده
بیجان و تن دلم شد با وصل یار واصل
تحصیل یار کردیم علمی بود که حاصل
هوش مصنوعی: دل من بیجان و بیحالات شده است، حتی با رسیدن به معشوق. ما تلاش کردیم تا یار را به دست بیاوریم، ولی به دست آوردن او علمی بود که به ثمر نرسید.
گه گه ز روی باطل حق مینماید ای دوست
فرقی نمیتوان کرد ما بین حق و باطل
هوش مصنوعی: گاهی اوقات حق با چهرهای نادرست خود را نشان میدهد، ای دوست، در این میان تفاوتی نیست بین حق و باطل.
او شه بدیده خود بیند جمال خود را
چشمی دیگر نباشد بر روی دوست قابل
هوش مصنوعی: او با چشم خود، زیبایی خود را میبیند و دیگر چشمی نیست که بتواند روی دوست را تماشا کند.
خود عاشقست و معشوق بر خویش عشق بازد
بر خوان یحبهم را گر بایدت دلایل
هوش مصنوعی: عاشق خود به عشق ورزی میپردازد و معشوق نیز بر او عشق میورزد. اگر به این محبت علاقهمندی، شواهد و دلایل آن را باید بشناسی.
دارد غنای مطلق در غار فقر کوهی
جاوید شد مجرد از جان و از تن و دل
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که در عمق فقر و سختی، ثروتی بینظیر وجود دارد. این ثروت به قدری عظیم و روحانی است که از دنیای مادی و جسمی جدا شده و به نوعی جاودانگی رسیده است.