برگردان به زبان ساده
تا ببیند او خم ابروی آن مه یک به یک
در سجود افتاد هردم جمله جانها ملک
هوش مصنوعی: هر بار که او خم ابروی آن ماه زیبا را میبیند، جانها یکی یکی در برابر او به سجده میافتند.
ما بیاد آن دهان در کنج خلوت شسته ایم
تا بیابیم از لب جان بخش او دلبر حنک
هوش مصنوعی: ما در گوشهای از تنهاییامان به یاد آن دهان نشستهایم تا از لبان دلربای او که جان را به انسان میبخشد، طعمی دلنشین بیابیم.
دیک سودای تو را پختیم ما از آب چشم
نیست اندر مطبخ ما هیچ جز آب و نمک
هوش مصنوعی: ما برای عشق تو در اشکهای خود غذا تهیه کردیم، در آشپزخانهام هیچ چیزی جز آب و نمک نیست.
شمع رویت تا منور کرد عالم را هنوز
ماه و خورشیدند روشن از تو بر اوج فلک
هوش مصنوعی: چهره روشنت تا به حال دنیا را روشنی بخشیده است و هنوز ماه و خورشید از نور تو در آسمان درخشان هستند.
من که در دریای وحدت غوطه خوردم در ازل
جان ما چون یونس آمد جسم مانند سمک
هوش مصنوعی: من در دریای اتحاد غوطهور هستم و از ابتدا، جان من مانند یونس به جسمی همانند ماهی تبدیل شده است.
رست کوهی ازمن و ما تا جمال حق بدید
نیست آنرا همچو خلق این زمانه ریب وشک
هوش مصنوعی: اگر از من و ما دور شدی و به زیبایی خدای رسیدی، دیگر آن کوه را نمیبینی، زیرا همچون مردم این زمان، متزلزل و مشکوک نیست.