برگردان به زبان ساده
آن ماه در آمد از درم دوش
از زلف دو حلقه کرده درگوش
هوش مصنوعی: دیشب آن ماه زیبا از در خانهام وارد شد و دو حلقه از موهایش را در گوشش آویزان کرده بود.
گفتا که نمیکنم سلامت
اما چو تو کرده ای فراموش
هوش مصنوعی: او گفت که من به تو سلام نمیکنم، اما تو که مرا فراموش کردهای، چه اهمیتی دارد؟
این گفت و نقاب را برانداخت
از روی چو ماه و زلف مه پوش
هوش مصنوعی: او با این سخن نقابش را برداشت و چهرهاش را نمایان کرد، چهرهای که به روشنی ماه و زیبایی زلفش مانند پردهای از مه است.
بر خاک فتادم و طپیدم
از باده وصل گشته بیهوش
هوش مصنوعی: به زمین افتادم و از خوشحالی عشق، بیهوش شدم.
گفتم بنمایمت بعالم
گفتا که مرا به خلق مفروش
هوش مصنوعی: گفتم که تو را به مردم نشان دهم، گفت که مرا با دیگران معامله نکن.
آنگاه سرم ز خاک برداشت
لب بر لب من نهاد و خاموش
هوش مصنوعی: در آن لحظه، سرم را از زمین بلند کرد و لبانش را به لبان من نزدیک کرد و در سکوت ماند.
کوهی چوبشب کشید زلفش
خورشید نمود از مه روش
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و جذابیت موی محبوبش اشاره دارد. او زلفهای محبوبش را به کوهی تشبیه میکند که درخشش آن، مانند تابش خورشید بر ماه، روشنایی و زیبایی خاصی دارد. این تصویرسازی نشاندهنده تأثیر زیبایی ظاهری محبوب بر شاعر است.